Background Color:
 
Background Pattern:
Reset
جستجو

اخبار

30
با توجه به چشم انداز 1404 وتولید 55 میلیون فولاد، پیش‌بینی شده که از ظرفیت تولید 55 میلیون تنی نزدیک به 13 تا 15 میلیون تن نیز به عنوان سهم صادراتی شرکت‌های تولیدکننده فولاد در نظر گرفته شود. این چشم انداز برای تحقق واقعی باید مبتنی بر یک سری واقعیت جامعه عمل بپوشد و گرنه بصورت یک چشم انداز یا آرزوی سیاستمدران باقی خواهد ماند!

تولید فولاد ایران در شرایط فعلی و در بهترین حالت می‌تواند به 20 میلیون تن در سال برسد، این در حالی است که چین به عنوان مهم‌ترین رقیب در بازارهای صادراتی سالانه کشور چین با 52 واحد تولیدی دارد و حجم تولید فولاد این کشور 822 میلیون تن در سال است . با مقایسه این دو عدد که نشان دهنده نسبتی یک به چهل است، به راحتی می‌توان دریافت که ایران برای حفظ بازارهای صادراتی خود در منطقه با یک غول فولادی مواجه است که نیازمند هزینه کردن برای دوام در بازار است و نگاه سوداگری ریالی نباید مبنای مقایسه ای حسابداری اعلام قیمت باشد . علاوه بر این متوسط تولید فولاد هر واحد چینی 12 میلیون تن است که هزینه ثابت آن به شدت در حجم بالا سرشکن شده است. رقابت در قیمتهای Ex-Work وFOBبسیار سخت بنظر می آید ولی مزیت در یافتن مشتریان منطقه ای که با حجم های پایین بتوان نیازهای بازارهای آنها را بصورت زمینی و با شناورهای کوچک تامین کرد .

در سالی که گذشت (2014) خاورمیانه از نظر تولید و مصرف فولاد یکی از سریع ترین رشدها را داشت. البته این سال بدون چالش هم سپری نشد و سرمایه گذاری های قبلی انجام شده به بار نشست و تولید فولاد به رشد خود ادامه داد.

متال بولتن تخمین می زند که تولید فولاد خام در منطقه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در پایان سال 2014 رشد 23 درصدی داشته باشد و تولید به 18.8 میلیون تن برسد که از 15.2 میلیون تن تولید در سال 2013 و 12.9 میلیون تن در سال 2012 بالاتر است.

ظرفیت های جدید شرکت های فولادسازی شرق سوهار و "جیندال شدید" در عمان ، قطر استیل در قطر، سولب (SULB) در بحرین و حدید / سولب (Solb) استیل و AL-Tuwairqiدر عربستان سعودی در طی دو سال اخیر مازاد عرضه بالایی را درمنطقه ایجاد کرده است.

نگرش صادراتی در بازار رقابتی
برای حفظ بازارهای صادراتی بهتر است برای هر محصول بازارسازی شود و فولادسازان ایرانی به جای رقابت با یکدیگر در معدود بازارهایی که دارند به فکر کشف بازارهای جدید و حرکت به سمت محصولاتی متنوع باشند تا به این ترتیب با تولیدکنندگان خارجی رقابت کنند نه با تولیدکنندگان هموطن خود. طبق استانداردهای جهانی 25 درصد از کل تولید می‌تواند به صادرات اختصاص داده شود. با این شرایط در سال 1404 پیش‌بینی شده که از ظرفیت تولید 55 میلیون تنی نزدیک به 13 تا 15 میلیون تن نیز به عنوان سهم صادراتی شرکت‌های تولیدکننده فولاد در نظر گرفته شود.

این میزان صادرات شاید زمانی که بازارهای داخلی در رکود هستند به دست بیاید اما به نظر می‌رسد با به حرکت درآمدن بازارهای داخلی این میزان صادرات نیز از دست برود، اتفاقی که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود، زیرا ورود به بازاری که رها شده است، بسیار دشوار خواهد بود. روند فعلی صادرات که با توجه به رکود تقاضا با رشد همراه بوده است، می‌تواند با نگاهی بلندمدت و مدیریت صادرات ادامه پیدا کند.

حال با تمام این تفاسیر و با توجه به اینکه برای ادامه داشتن پویایی صنعتی مانند فولاد، حضور در بازارهای جهانی لازم و ضروری است، تعریف یک استراتژی جدید برای حفظ بازارهای فعلی و حضور در بازارهای جدید نیز ضروری است.

به این ترتیب می‌توان امیدوار بود که صنعت فولاد با حضور مداوم در بازارهای جهانی، بر اساس استانداردهای روز دنیا پیش رفته و از قیمت‌ها و همچنین کیفیت و تکنولوژی جهانی برای تولید بهره‌مند شود.

شرایط صادرات برای تضمین بازار
طبق گزارش متال بولوتن برای بازار هدف خاورمیانه ،قیمت محصولات طویل فولادی چین در این منطقه حداقل 100 دلار در هر تن ارزان تر از محصولات تولید داخلی پس از تحویل است! در منطقه خاورمیانه در سال 2013 حدود 30 درصداز تولیدات نهایی خود را صادر کرد و فقط شرکت صنایع فولاد امارات (ESI) حدودا تا 50 درصد از مقاطع تولید شده خود را هم صادر کرده است .بهر صورت بدلیل عدم عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت ، امکان مقابله جدی با دامپینگ فولادی وجود ندارد.

ضمنا صادرات خاکریز اول مقابله با رقبا فولادی است ،در صورت از دست دادن بازار صادراتی مخصوصا در بازارهای صادراتی ،رقبا فولادی در این مقام متوقف نمی شوند و در بدست آوردن بازا داخلی طمع خواهند کرد و تا تعطیلی کامل رقبا فولادی اقدام خواهند نمود ولی در صورتی که با حفظ هزینه ثابت تولید و در نقطه حداقلی متوسط هزینه متغیر در بازارهای صادراتی با رقبا بین المللی متوقف می شود و حتی در عدم موفقیت آنها به فکر تصاحب بازارهای داخلی کشور نخواهند افتاد.

ضمنا در صورتی که کارمزد فرآوری فولاد در بازار داخلی بالا باشد ،شبکه واردات نسبت به پوشش دادن آن حاشیه سود اقدام خواهند کرد، به همین دلیل تولید کنندگان باید سود خود را در حجم بالا و سود کم برای حفظ سهم بازار تصور کنند ،و در غیر این صورت با توهم سود بالا ،سهم بازار خود را به رقبایی که با حداقل متوسط هزینه متغیر در طلب بازارهای جدید فعالیت می کنند از دست خواهند داد.

مزایای صادرات برای تولیدکننده نسبت به بازار داخلی
نگرش حسابداری برای سوداگری در فروش صادراتی در مقایسه با بازا داخلی قابل مقایسه نیست ولی مزیتهای متفاوتی می توان برای صادرات در نظر گرفت که مزیت های تجاری و تعالی سازمانی برای صادرات تصور کرد. البته در کمیته های فروش برای تطبیق قیمت فروش داخلی با قیمتهای صادراتی می توان مزیت های ذیل را بصورت حسابدراری تعریف کرد تا نقطه ای که بازار صادراتی توان هضم قیمت را داشته باشد.

1)استفاده از تسهیلات صندوق ضمانت صادرات

2)استفاده از از تسهیلات بانک توسعه صادرات

3) استفاده از جواز صادرات برای مجوز واردات در مقابل صادرات

4) استفاده از جایزه صادراتی

5) معافیت صادراتی از بابت حساب ارزش افزدوده فعلا تا سقف 9%

6) با توجه به نرخ فزاینده نرخ ارز و پیشبینی تک نرخی شدن آن ،صادرات تضمین کننده حفظ ارزش درآمد شرکت است.

7) همچنین با توجه خارج شدن مواد اولیه از تخصیص ارز مبادله ای ،فروش ارزی پوشش دهنده محدودیت های هزینه های مواد اولیه خواهد بود .

8) با توجه به شرایط به واردات برای صادرات ،شرایط واردات مواد اولیه با ایجاد فروش ارزی و صدور کلی سهل تر خواهد بود در مقابل واردات فقط برای فروش داخلی

نتیجه گیری:
تولیدکنندگان داخلی که در بازار داخلی تعیمن کننده قیمت هستند ،باید اقناع شوند که در بازازرهای جهانی حتی بزرگترین تولیدکنندگان جهان هم نمی توانند براحتی تعیین کننده قیمت(Price Maker) باشند و باید با قیمتهای جهانی خود را تطبیق کردو پذیرنده قیمت بودن (Price Taker )خود را قبول کردند .در بازهای جهانی که برای نیم نگاه مشتری رقابت می شود ،هیچ بازار بکری برای همیشه بی رقابت نخواهد ماند.

با توجه به مزیت های کوچک مخصوصا در کشورهای خاورمیانه باید بصورت متحد شکل واحدهای فولادی از سهم فولادی ملی ایران صیانت کنند ،رقابت های واحدهای فولادی برای اظهار بنام خود در خصوص محصولات تولید مشترک فقط به تقدیم بازار به رقبا ترک و چین منجر خواهد شد و بازار داخلی خود را در معرض رقبا صادراتی خود خواهیم کرد .

قیمت های صادراتی باید رقابتی شود برای تحقق چشم انداز صادراتی و منافع استراتژیک علا رغم جذاب بودن بازاهای داخلی در کوتاه مدت .همچنین صادرات بازار داخلی را تنظیم می کند و گرنه تقاضای بازار داخلی به تولید کننده دیکته می شود ولی صادرات ابزار فشاری برای منطقی کردن قیمت است وقتی قیمت بازار از هزینه ثابت تولید پیشی می گیرد.

 محسن نهاوندیان







منبع:اقتصادنیوز

در گروه: مقالات
عملیات: ایمیل | لینک مستقیم | | منبع
| نظر (0) RSS comment feed

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت